به نام خداي مهدي
سلام
امشب، اولين شب جمعه ماه رجب هست شب آرزوها.....
خداجون خيلي ها امشب ميان در خونت .....بعضي هاشون دست پر ميان و هيچي هم ازت نمي خوان بعضي ها هم مثل من بادست خالي و قلبي سياه مياييم در خونت و حسابي ازت چيزي مي خوايم... ميدونم خيلي پر رو هستم ولي چيكار كنم جاي ديگري را سراغ ندارم خودت گفتي اگر صد بار توبه شكستم بازم بيام پيشت ..... حالا هم دوباره اومدم..... خداجونم ازت خواهش ميكنم با دست خالي برم نگردون........
امروز چند تا از دوستام ديدنم و التماس دعا گفتن .ميدونم من آبرويي ندارم تا دعاشون كنم ولي خوب چون ميگن بايد درحق هم دعا كنيم ، منم ميگم خدايا هر چي شما كردين و دوستان من.....
خداجون تقريبا يكسال پيش در مورد روابط دو تا از دوستام يه حدسايي مي زدم و نگران روابطشون بودم با هردوشون صحبت كردم ولي هردوشون انكار كردن ...چيزايي كه بايد ميگفتم بهشون گفتم .... ولي خداجون امروز دارم در روابطشون چيزايي ميبينم كه واقعا نگران كننده هست.... خداجون با تمام وجود ازت خواهش ميكنم هواشونو داشته باش ......
خداجونم امشب وقتي يه سر به وبلاگ )هنوز نمي دونم( زدم بد جور دلم هواي امام رضا (ع) را كرد .....يا امام رضا خواهشادوباره صدام كن......
خداجونم دوباره يه مدته از نگار و ليلا جونم بي خبرم..... صحيح وسالم نگهشون دار.....
چند تا دعاي رسمي :
اللهم عجل الوليك الفرج ( آقا جانم!)
خدايا همه ي مريضاي اسلام را شفا بده مخصوصا كوچولوها و سالمندان.......خداجون خيلي سخته نتوني از جات تكون بخوري و محتاج ديگران باشي....
خداجونم به ما جوانان عقل بده تا بتوانيم بهترين را انتخاب كنيم و از مسير درست منحرف نشيم
خداجون بهمون نيرويي بده تا بتونيم دلمون را نگهش داريم و نذاريم به هر طرفي كه مي خواد بره.....
خداجونم بهمون لياقتي بده تا بتونيم در راه شناخت خودت و فرستادهات گام برداريم....
خدا جونم هوا مونو داشته باش.....

سلام
ديشب شب خيلي بدي بود.............
براي اولين بار حرمت خواهر بزرگم را شكستم و باهاش دعوا كردم.......... اين سري بدجور روي اعصابم فشار هست ..... نمي دونم چرا؟ آبجيم ميگه خودمو بزنم به بيخيالي ولي نميشه........
آبجيجونم من از شما معذرت خواهي ميكنم ميدونم اشتباه از من بود ولي اينم را قبول من اگه من بيشتر از شما بابا را دوست نداشته باشم كمتر هم ندارم خيالت راحت....... حرف ديشبت خيلي برام گرون تمام شد....... انشاالله كه منو ببخشي مي دوني من وشما آبجي ديگه اي نداريم پس بايد يه ذره همديگه را بيشتر درك كنيم و قدر همو بدونيم ..... چون گل نرگس خيلي دوست داري اين گلدون با گلاش تقديمت مي كنم ...........
خوش و خرم باشي

تا حالا شده یه دو سه ساعتی کنار یکی بشینین که نمی تونه از جاش تکون بخوره.............. ولی اصلا یادش نیست و حواسش نیست که نمی تونه از جاش تکون بخوره...... نفهمه که کجا هست اطرافیانشو نشناسه و بعد همش بگه می خوام برم ..... چادرم کجاست ؟ کفشم کجاست؟ بهم بدین می خوام برم پیش دخترم.....................
تازه تو خونه تنها هم باشی ......... بعد از ۴ ساعت که اهالی بیان خونه بهت بگن چرا دمغی..... چرا اعصابت خورده...... چرا حرف نمی زنی...... و هزار تا چرای بی مورد دیگه........
خداییش چه حالی میشین؟
خدایا...............................

تا حالا شده اونقدر خسته بشین که حوصله نفس کشیدن هم نداشته باشین؟
خسته از روز ...خسته از شب..... خسته از شب و رو های تکراری..............خسته از حرفای سیاسی .....خسته از دروغ .....خسته از ریا............ خسته از آلودگیهای اطرافت ...... خسته از بعضی پر حرفیا .......خسته از بعضی سکوت....... خسته از فکر نکردن و فقط حرف زدن.............
خسته از شرایطی که مجبوری تحمل کنی و هیچ کاری برای عوض کردن شرایط نداشته باشی..... خسته از خودت...............................خسته از گفتن درست میشه ایشالا....
وای خدای من.....................کجایی که سخت به تو محتاجم........
آخه چرا حالا خدای من؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا ترم آخر .............. چرا حالا خسته شدم..................

میروم خسته و افسرده و زار
· سوی منزلگه ویرانی خویش
· به خدا می برم از شهر شما
· دل شوریده و دیوانه ی خویش
· می برم که در آن نقطه ی دور
· شستشویش دهم از رنگ گناه
· شستشویش دهم از کله ی عشق
· زین همه خواهش بیجا و تباه
· می برم تا ز تو دورش سازم
· ز تو ای جلوه ی امید مهال
· می برم زنده بگورش سازم
· تا از این پس نکند یاد وصال
· ناله می لرزد می رقصد اشک
· آه بگذار که بگریزم من
· از تو ای چشمه ی جوشان گناه
· شاید آن به که بپرهیزم من
· بخدا غنچه ی شادی بودم
· دست عشق آمد و از شاخم چید
· شعله ی آه شدم صد افسوس
· که لبم باز بر آن لب نرسید
· عاقبت بند سفر پایم بست
· میروم خنده به لب خونین دل
· میروم از دل من دست بدار
· ای امید عبث بی حاصل
برو خوش باش........ولی اگه دوست داشتی دوباره بیا.............
آخرین میان ترم دوران کارشناسی هم تموم شد........خداجون شکرت
خداجون کمکم کن کمکم کن از راه راست منحرف نشم کمکم کن همونی باشم که خودت دوست داری.... خداجون خواهشا بازم مثل همیشه تنهام نذار............. شدیدا به رحمتت نیاز دارم........

سلام
اول به آقامون شهادت مادرشون را تسلیت می گویم.......
فردا آخرین روزی هست برای کلاس خصوصی وقت دادم دیگه باید بچسبم به درسام فقط یه هفته مونده تا امتحانات ...... دلم داره می گیره .....ملوم نیست تا کی دوباره شاگرد خصوصی سراغم بیاد......این سری خیلی بد عادت شدم آخه نسبتا استقبال خوب بود..........
خیلی دلم گرفته ..... از دست آدمای اطرافم از دست خودم از دست کارام از همه چی دلم گرفته......آخه چرا چرا؟ چرا باید از چند ماه پیش به فکر گاهنامه باشی ولی کارت درست نشه..... اشکال از چیه؟ کجای کار می لنگه...... چرا وقتی شاعر میگه:
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
به حرفش گوش نمی دی؟ ....... و مدام میری طرفش و وقتی اون بطرف نمیاد سراغی ازت نمی گیره ناراحت میشی؟......
چرا نتونستم امسال از ایام فاطمیه استفاده کنم؟ فقط ایامی که مشهد بودم خوب بودن...... چرا من نتونستم حضرت فاطمه(س) را بخوبی بشناسم؟
چرا...................

سلام وبلاگ قشنگ من..............
دوباره اومدم تا با نوشتن افکارم و حرفای دلم تو رو خط خطی کنم.......
اول می خوام در مورد احساساتم در مورد خودت بنویسم.... صادقانه بی بهانه دوست دارم همین
اول با چه نیتی افتتاحت کردم و حالا چی شد................ نمی دونم از مطالبی که دارم می نویسم راضی هستی یا نه..... ... در موقعیت های مختلف سراغت اومدم و چیزای متفاوتی نوشتم گاهی در اوج خوشحالی به سراغت اومدم گاهی هم در اوج ناراحتی بعضی وقتها هم که مناسبت خاصی بود اومدم اینجا حرفامو بهت گفتم و احساساتم را خالی کردم ...........
امشب یه حس متفاوت دارم این حس چیه نمی دونم؟
نمی دونم چقدر به دل فکر کردی ........... اما می دونی من خیلی بهش فکر می کنم به اتفاقاتی که برای دل میفته ...... به شکستن و سوختن دل ..... به اونی که دل را آفرید به اونی که خونش دل ما آدماست....... به اونی که باید پاشو تو دل ما آدما بذاره تا با کمک هم دل را به صاحب خونش برسونیم..... راستی اون باید چه خصوصیاتی داشته باشه؟............
چی میشه چه اتفاقی میفته یکی عاشق میشه و یکی معشوق....... اصلا عاشق و معشوق یعنی چی؟ یه عاشق چه خصوصیاتی داره؟ یا یه چیز دیگه این معشوق چی داره که همه ی دنیای عاشقه....
یه سوال هست بد جور ذهنمو در گیر کرده...........
چرا دختر ای ۲۲ سال به بالا که مجرد هستن از لحاظ معنوی در سطح بالایی هستن می خوان عاشق خدا باشن و دارن با خدای خودشون عشق بازی می کنن یه دفعه توی دنیای مادی سر و کله یه نفر پیدا میشه و بعد کم کم جای خودشو تو دل دختره باز می کنه .....دختر را کاملا عاشق خودش می کنه به معنای واقعی....... بعد هم پسره یا خودشو می زنه به نفهمی یا واقعا نمی فهمه دختره عاشقشه..... دختره هم با لاخره چون از لحاظ معنوی سطحش بالاست راضی نمیشه احساساتشو بیان کنه.... و ی دفعه هم به درد فراقی مبتلا میشه که نگو و نپرس................
بذار فکر کنم........... فکر می کنم دارم جوابشو پیدا می کنم .......... شاید خدا دوست داره بیسوزونه تا خالص بشه.....خالص خالص .....................
راستش دور و برم تا حالا چند تا چنین موردی دیدم..........خیلی براشون دعا کنین
چی شد امشب ؟؟؟؟؟؟؟ عجب حرفایی زدم...........

انا لله و انا الیه راجعون
روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم « عجل الله تعالی فرجه الشریف » و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم .
سلام
جاي همگيتون خالي، خيلي خيلي زيارت خوبي بود. هنوزم باورم نميشه من رفتم اونجا و برگشتم ......
آقاجونم نمي دونم چطوري تشكر كنم............
اين سفر با سفرهاي قبل متفاوت بود ولي نمي تونم بگم چرا ؟ و يا اينكه چي اون متفاوت بود . براي همه دعا كردم اگر لايق بوده باشم. اولين سفري بود كه ۵ شنبه و جمعه كنار آقا بودم.......
خدا جون شكرت شكرت شكرت........
فقط يه چيزي مادر بزرگم اصلا حالشون خوب نيست ازتون خواهش مي كنم براشون دعا كنين ........
اللهم عجل الوليك الفرج
سلام
اولا ایام فاطمیه را به پیشگاه امام زمانمون (عج) و تمامی مسلمانان تسلیت می گویم. انشالله از این ایام بهره کافی و وافی ببریم و خود حضرت ما در شناخت هر چه بیشترشون یاری کنن......و انشالله هر چی زودتر فرج آقامون برسه تا بیان و انتقام مادرشون را بگیرن.....آمین
دوما خدا را شکر خدارا شکر امام رضا ما را طلبیدن و انشالله انشالله امروز ساعت ۲ حرکت می کنیم. خداجونم زابانم از بابت شکر گزاری قاصر است.......امیدوارم بتونم بهترین استفاده را ببرم. انشاالله برای همتون دعا می کنم اگه قابل باشم.........
سوما جمعه تولدم بود.......امسال تولدم خیلی خیلی با سالهای پیش متفاوت بود.حس عجیبی بود خلاصه خیلی متفاوت بود دو نفر که اصلا انتظار نداشتم تولدم یادشون باشه لطف داشتن و بهم تبریک گفتن ( رنگین کمان ممنون ) خداییش خیلی شیرین بود. یه چندتا از دوستام هم که به علت احتمالا مشغله کاری و درسی از خاطرشون رفته بود............هر چی بود تموم شد............
سلام
از بچگی عاشق روز معلم بودم همیشه دوست داشتم روزی معلم بشم از اون معلما....... معلمی که به غیر از درس دانش آموزانش مسائل دیگر اونا هم براش مهم باشه............ نمی دانم به آرزوم کامل می رسم یا نه؟ تا حالا که خیلی خیلی هم شاکر خدا هستم و هم شرمنده آخه حالا تقریبا معلم خصوصی شدم و چندتایی دانش آموز دارم .............. خداجون می شود روزی بیاید که من در کلاس درس تدریس کنم و رسما و کتبا به عنوان خانم معلم باشم؟ انشاالله
ولی براستی شهید مطهری چگونه شخصیتی بودن؟ و چه انجام دادن که روز شهادت ایشان را به عنوان روز معلم می شناسند؟ ای کاش بیشتر بتوانیم ایشان را بشناسیم و ازشون سرمشق بگیریم......
بهترین معلم دوران زندگیم جناب آقای حاج سید محمد حیدری این روز بزرگ را به شما تبریک می گویم ای کاش بتوانم حق شاگردی را ادا کنم...............تقدیم به شما

ای کاش ای کاش ای کاش ای کاش این لیاقت را داشتم تا در کلاس درس بزرگترین معلم هستی کسب علم کنم.................................
اللهم عجل الولیک الفرج

سلام
تا حالا شده از دست خودتون دلتون بگیره؟من دقیقا در این شرایط هستم یعنی شدیدا دلم از دست خودم خونه نمی دونم هم چیکار کنم؟
یه چند وقتی هست که عوض شدم نمی دونم چرا؟ نمی دونم خم چی شده که عوض شدم؟ از شرایط الانم خوشم نمیاد دوست ندارم اینجوری باشم....... آخه چی شد؟ چرا اونهمه حال و هواهای خوبی که بودن رفتن؟ چرا مثل سال گذشته این موقع نیستم؟ اونهمه انرژی کجا رفت؟
چرا من اونقدر سر خودمو شلوغ کردم که خودم را دارم از یاد می برم؟ چرا اینقدر عجله؟
فقط اینو می دونم از دست خودم عصبانیم ................چیکار باید بکنم نمی دونم؟
خیلی خیلی برام دعا کنین..................
سلام
باورتون میشه ماه فروردین تموم شد به همین سادگی ..........به همین سادگی یه روز به ما میگن آخر خطه پیاده شین.................................
حالا راستی ما داریم چیکار می کنیم ؟هیچ کار مفیدی انجام دادیم یا نه؟ امام زمان (عج) را از خودیم راضی نگه داشتیم یا با اینکه نام شیعه را همراه خودمون داریم بیشتر قلبشون را به درد اوردیم......
اصلا تا حالا فکر کردیم ما کی هستیم ؟ واسه چی اومدیم به دنیا؟ هدف چی هست؟ چقدر به این هدف نزدیک شدیم؟
سلام
امروز در مورد یه موضوعی اعصابم بهم ریخته بود عصر هم شاگرد داشتم تازه شاگردم هم از جمله ای خانمایی بود که دخترش سال دوم راهنمایی هست و خودش سال دوم دبیرستان . بگین ماشالا به اراده خلاصه امروز زیاد حواسشون جمع نبود منم که یه مبحث را چند بار توضیح داده بودم عصبانی شدم و صدام بلند شد.............. کلی خجالت کشیدم کلی هم از خودم نا امید شدم که اینقدر زود از کوره در میرم..........................خیلی بد بود.....................
حالا هم یه دنیا دلم گرفته .............
راستي يه سوال نظرتون راجع به عشق زلخيا چيه؟

زائري باران ام،آقا به دادم مي رسي؟
بي پناهم خسته ام تنها،به دادم مي رسي؟
گرچه آهونيستم اما پر از دلتنگي ام
ضامن چشمان آهو ها ،به دادم مي رسي؟
از کبوترها که مي پرسم نشانم مي دهند
گنبد وگلدسته هايت را ،به دادم مي رسي
ماهي افتاده بر خاکم لبالب تشنگي
پهنه آبي ترين دريا،به دادم مي رسي؟
ماه نوراني شب ها سياه عمر من
ماه من اي ماه من،آيا به دادم مي ر سي؟
من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمين دردانه زهرا ، به دادم مي رسي؟
آبجی نگار ممنون از شعر بسیار دلنشینت . خیلی زیبا.................
ممنون از دوست خوبم بابت عکس

مي دوني كجا مي خوام برم؟
مي خوام براي كفترا يه خورده گندم ببرم
اونجا كه گنبدش طلاست با كفتراش پر بزنم
دوسش دارم اماممه در خونشو دربزنم
بعضي شبا تو خونمون بابام به مادرم مي گه
مي خوام برم امام رضا بخدا دلم تنگه ديگه
بابام مي گه اما رضا مريض رو شفا مي ده
دواي درد مردمو از طرف خدا ميده
مي خوام برم به مشهد و يه هفته اونجا
تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم
بهش بگم امام رضا جانم فدات
بهش بگم امام رضا مريضا رو شفا بده
دواي درد مردمو از طرف خدا بده
آقاجون مي خوام بيام به مشهدت طواف كفتراي گنبدت
براشون يه كيسه گندم بيارم خبر از درداي مردم بيارم
بهشون بگم برام دعا كنن اونقدر تا كه تو رو رضا كنم

نجمه و فاطمه عزیزم
فقط اینو می تونم بگم که خدا صبرتون بده خیلی خیلی سخته داداش دسته گل آدم جلوی چشماش کم کم پر پر بشه و یک دفعه تموم بشه.....................
خیلی خیلی می خواستم در این شرایط در کنارت باشم و در غمت از نزدیک شریک باشم ولی خیلی خیلی شرمنده تمام عوامل دست در دست هم دادند تا من در کنارت نباشم ولی مطمئن باش دلم پیشت هست و فقط براتون دعا می کنم که خدا به همه ی خانوادتون صبر بده تا بتونین این مصیبت را تحمل کنین .............





