تبليغاتX
کاش غرورمان را براي هر كسي نشكنيم

زیبایی قریب قربان

کاش ایمان پرنده ای باشد که هیچ جای دیگر دنیا را به قلبمان ترجیح ندهد
عید قربان نزدیک است؛ فرصتی که دلهامان را از بدی ها پاک کنیم و به زیبایی ها بیاراییم تا لانه این پرنده روشن ، امن ِامن ِ امن شود.

فردا پنجشنبه روز عرفه و روزی است که بنا بر روایات بیشترین بخشش بندگان از طرف خداوند در این روز صورت میگیرد.

التماس دعا



چهارشنبه 28 آذر1386 |
Image and video hosting by TinyPic

دوشنبه 26 آذر1386 |
Image and video hosting by TinyPic

یکشنبه 25 آذر1386 |
خداوندا!

نه جویای قدرتم

نه خواهان ثروت

نه از لذتهای این  دنیا می خواهم و

نه پاداشهای آن دنیا را

بلکه آرزوی دامان نیلوفرین« تو » را دارم و

خواندن  نام مقدست را در هر نفسم.

                                                          برگرفته از کتاب « هر روز بسوی تو می آیم »

                                             



شنبه 24 آذر1386 |

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره.....به کسی توجه نمی کنه .... و اینقدر می باره تا آبی بشه ......!!!! کاش....می شد مثل آسمون بود وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده ... انگار نه انگار که غمی بوده ... همه چیز فراموشت بشه....!!!

کاش می شد.................. 



چهارشنبه 21 آذر1386 |
در برابر وحشیانه ترین تازیانه ها ،

سکوت مردانه و غرور آمیز مرد نباید بشکند

در برابر هیچ دردی ،

لب مرد به شکوه نباید آلوده گردد .

من از نالیدن بیزارم

ننگین ترین دردها و خشن ترین ضربه های آفرینش

تنها می توانند مرا به سکوت وادارند

نالیدن ، زاریدن ، شکایت ، گله کردن بد است.

نه من هرگز نمی نالم ،

قرن ها نالیدن بس است.

می خواهم فریاد کنم

اگر نتوانستم ، سکوت می کنم.

خاموش مردن بهتر از نالیدن است.

                                                           



دوشنبه 19 آذر1386 |
سلام

امشب اومدم اینجا تا از اونی که خیلی مخلصش هستم تشکر کنم.کمک خیلی خیلی بزرگی به من کرد امیدوارم بتونم براش جبران کنم.

آبجی جون خیلی دوست دارم

چند شب پیش آبجیم من را برد بیرون و دو تایی باهم خلوت کردیم و کلی حرف زدیم و به هم قو لایی دادیم.

خدا جون شکرت که آبجیی به این خوبی به من دادی.



یکشنبه 18 آذر1386 |

چهار نفر بودند. اسمشان اين ها بود:‌ همه کس، يک کسي، هرکسي، هيچ کس. کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند. هرکسي مي توانست اين کار را بکند،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد. يک کسي عصباني شد، چرا که اين کار، کار همه کس بود، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هرکسي يک کسي را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه کس مي توانست انجام بده.



جمعه 16 آذر1386 |
می گی عاشق بارونی

               ولی وقتی بارون میاد تر می گیری رو سرت

می گی عاشق برفی

              ولی طاقت یه گلوله برف را نداری

می گی عاشق گلهایی

            ولی خیلی راحت از شاخه جداشون می کنی

می گی پرنده ها را دوست داری

           ولی می اندازیشون تو قفس

حالا چه جوری نترسم وقتی می گی عاشقی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



چهارشنبه 14 آذر1386 |
سلام به همه ی دوستای خوبم

راستش امشب اومدم تا از همه ی دوستانی که اومدن و نظر دادن تشکر کنم مخصوصا مرجان بهترین دوست دوران دانشجوییم و فریبا خانم که نمی شناسمشون . از نظرات تک تک شما ها استفاده کردم خیلی ممنون.

راستش من یه مدت بود که سر درگم بودم نمی دونستم چیکار کنم تا اینکه یه شب که خیلی دلم گرفته بود این وب رو طراحی کردم. گفتم می نویسم تا ببینم نظرات دیگران چیه ؟ و امشب واقعا خوشحالم که دست به چنین کاری زدم چون توی همین چند روزه خیلی چیزا رو یادگرفتم. اولیش اینکه حرف دلمو به کسی نگم که اگر نگاه کنین متوجه می شوین اون قسمتو حذف کردم و خیلی چیزای دیگه

و تصمیم خیلی جدیی گرفتم که سبک نوشتن مطالبمو عوض کنم.

مرجان و نگار و مهناز و زهرا و فریبا و محبوبه خانم و.....منتظر نظراتتون هستم



یکشنبه 11 آذر1386 |
سلام

دل من دیر زمانی است که می پندارد

دوستی چون گلی است

ساقه ی ترد و ظریفی دارد

بی گمان سنگدل است

آنگه جان این ساقه نازک را دانسته بیازارد



شنبه 10 آذر1386 |
صداپای آدمی در بیابان ، حس میکردم از تنهایی نجات پیدا کردم صدا زدم آهای ! آهای! کسی اونجاست؟! آری آدم بود .

گفت مدت زیادی است که غذا نخوردم . من را کشت و خورد.............. 



یکشنبه 4 آذر1386 |