کاش غرورمان را براي هر كسي نشكنيم
به نام خدای حسین (ع) سلام ایام عزاداری حسین بن علی (ع) را به محضر آقامون امام زمان (عج) و تمامی عاشقان و دوستداران آن حضرت تسلیت می گویم........... از دیشب سختیهای بی بی زینب چندین برابر شدن....۸۴ زن و بچه به اسیری.......... خیلی حرف برای گفتن داشتم ولی نمی دانم از کدامشون و چگونه بیان کنم........ وقتی بدنبال معنای عشق می گردیم به نظر من باید بریم به سراغ آقامون اباالفضل(ع) و بی بی زینب (س) .... جدا تا بحال به عشق این دونفر به امام حسین و عشق امام حسین به خدا چقدر فکر کردیم... آخه این عشق چیکار می کنه که امام حسین (ع) بچه ی شش ماهه بچه های خواهر و بچه های برادر دختر ۳ ساله و..... را در راه عشقش فدا می کنه........... ما ها یه چیزی می گیم و یه چیزی می شنویم ولی به نظر من غیر قابل تصور هست که عزیزان را از دست بدهد و بداند که خودش نیز...... و بچه ها و خواهرش هم به اسیری گرفته می شوندو دست از حرکت بر تدارد........جدا یه لحظه فکر کنیم یه بچه شش ماهه ی تشنه روی دستات که داری براش طلب آب می کنی اونوقت بجای آب............. اما اما امام حسین تمام اینکارا را انجام داد واسه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امام حسین (ع) برای تمام کاراشون دلیل داشتن و می خواستن با هر کاریشون یه درسی را به عاشقانشون بدن . پس بر ما واجب هست که بدنبال درسهای عاشورایی باشیم بشنویم و مطالعه کنیم و به کار بندیم......... امیدوارم خود آقامون امام حسین (ع) این لیاقت را بهمون بدن تا بتونیم رهروان خوبی باشیم.......... خواهر مولایمان خانم زینب خیلی دوست داشتم از شما بنویسم ولی نتونستم یعنی دیدم خیلی خیلی خیلی کوچکتر این هستم که بخواهم برای شما و از شما بنویسم...................... عاشورای ۱۴۳۰ هم گذشت. انشاالله همه ی ما با دست پر از مراسم آقامون خارج بشیم........ اللهم عجل الولیک الفرج سلام خدا جونم شکرت شکرت شکرت فکر شو بکنین خانم معلم تا حالا ریاضی درس می داده حالا فیزیک هم درس می ده.......... چه شود............ امروز با دوستم حرف زدم و بهش گفتم از دستش ناراحت شدم خدا را شکر رفع کدورت شد و مسائل روشن شد. خوشحالم خوشحالم خیلی هم خوشحالم............. کم کم داره امتحانات هم از راه می رسه و من هنوز آماده نیستم از این به بعد کمتر میام به اینجا سر می زنم امیدوارم تمامی دوستان دانشجو امتحانات را بخوبی پشت سر بگذارن و موفق و پیروز باشن. روزهای خوبی را برای تمامی دوستان آرزومند شاد و پیروز باشین زهی خجسته زمانی که یار باز آید به کام غمزدگان غمگسار باز آید به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم بدان امید که آن شهسوار باز آید در انتظارخدنگهش همی پرد دل صید خیال آنکه به رسم شکار باز آید اگر نه در خم چوگان او رود سر من ز سر چه گویم و سر خود چه کار باز آید مقیم بر سر راهش نشسته ام چون گرد بدان هوس که بدین رهگذار باز آید دلی که با سر زلفین او قراری داد گمان مبر که در آن دل قرار باز آید سرشک من نزند موج بر کنار چو بحر اگر میان وی ام در کنار باز آید چه جور ها که کشیدند بلبلان از وی به بوی آنکه دگر نو بهار باز آید ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ که همچو سرو به دستم نگار باز آید سلام امروز صبح از خواب که بیدار شدم کلی خوشحال بودم آخه دو نفر برای کلاس خصوصی ریاضی نوبت داده بودم عشق منم که تدریس هست. یکیشون صبح بود که خدا راشکر دانش آموز تیزی بود بعد از اون سریع رفتم دانشگاه کلاس زبان تخصصی داشتم با دکتر مالک که کلاس خیلی مفید بود تازه فهمیدم که اویلر که ریاضیدان بود ۱۳ تا بچه داشته .................... فکر شو بکنین با اینکه ریاضیدان بود ولی چه حسابیش کرده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خلاصه بعد از کلاس دانشگاه هم که جلسه معارفه ی علی آقا همسر محدثه خانم با گروه روانشاسی و ریاضی بود که جای همگی خالی اساسی شیرینی خوردیم. ......... بعد از اونجا هم که دوباره کلاس خصوصی . خلاصه روز نسبتا خوبی بود با اینکه روز پر کاری بود ولی زیاد خسته نشدم. ولی از دست خودم دلگیر شدم نمی دونم چرا نمی تونم چیزایی را که می خوام فراموش کنم را فراموش کنم......... چرا بادیدن یه چیزایی که ربط به اون موضوع داره دوباره یادم میاد ........... به قول زن داداشم چرا من همش می خوام خودمو اذیت کنم ولی دست خودم نیست نمی دونم چرا............................ چرا ما آدما وقتی یه موقعیتی بدست میاریم یادمون میره کی بودیم با کیا دوست بودیم..........از ۲ تا از دوستام دلگیرم خیلی هم دلگیرم خدا کنه زود یادم بره چون اصلا دوست ندارم از دستشون ناراحت باشم ولی خیلی ناراحتم............. سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممم خوشحالم خوشحالم خیلی خیلی خوشحالم مرجان جونم و احمد آقا پیوندتان مبارک ایشالا که به پای هم پیر بشین............. بهترین و شادترین لحظات را برای شما آرزو دارم محدثه خانم و علی آقا شما هم پیوندتان مبارک ایشالا به پای هم پیر بشین............ لحظات خوبی را در کنار هم داشته باشین مرجان و محدثه از بهترین دوستای من بودند با هر دوشون راحت بودم البته مرجان یه درجه مرجان بیشتر...... و اما دلیل دیگرم برای خوشحال بودنم. امشب با یکی که خیلی دوست داشتم باهاشون صحبت کنم صحبت کردم وای که چقدر خوب بود کلی آروم و سبک شد کلی مسائل تو ذهنم حل شد وای خدا جونم شکرت شکرت شکرت............................... ای جوانان از من به شما نصیحت: شاد باشید به دنیا و زندگی بخندید تا به شما بخندد تا می تونید از زندگی و نعمتهایی که خدا بهمون داده بهترین استفاده را ببرین.........................
خیلی دوست داشتم تو مراسم هر دو تون شرکت کنم و در شادیتون شریک باشم ولی این کم سعادتی من بود که شما ها ............................. مرجان و محدثه خیلی خیلی دوستون دارم مرجان گلم هرگز لحظات با تو بودن را فراموش نمی کنم ................................ممنون بخاطر همه چیز همهی حرفات همه ی دلداریات همه ی راهنماییات و ..........................




| Design By : Night Skin |


