کاش غرورمان را براي هر كسي نشكنيم
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد: گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه...... دل من گیرد به عشق تو بهانه به سرم باشد هوای عاشقانه من اگر عاشق شدم عاشقترین به هوای عشق تو چله نشینم همه کو در می زنم خانه به خانه که بجویم از گل رویت نشانه تو چراغ روشن راه شب من شب من با یاد تو پیوسته روشن از شمیمت تا ابد گل میدمت از هر سو از شکوهت عاشقی گل می کند در هر کوه عشق من با تو ندارد تا ابد پایانی تو به عشق می دهی آخر سر و سامانی عاشقت بودم عاشقت هستم می نشینم در رهت تا که باز آیی باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
سلام این شعر حافظ از اون شعرایی هست که من خیلی خیلی دوسش دارم خیلی زیبا میگه مگه نه؟ تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست سه بیت اول هم که دیگر هیچ............................... خداجون مددی........................ (شاملو)
نگار جونم ممنون از شعر بسیار زیبات................... خداجون شکرت شکرت شکرت بابا جونم خیلی خیلی خیلی دوست دارم و به شما افتخار می کنم و با داشتن چنین پدری به خودم می بالم. ای کاش مامان ها هم می تونستند یه ذره منطقی باشند و از احساسشون یه ذره چشم پوشی کنند. بازم میگم خدای شکرت..... خداجونم بازم مثل همیشه به کمکد نیاز دارم خداجونم دنیایی که برای خودم ساختم خیلی خیلی دوسش دارم تازه دارم کم کمک به چیزایی که می خواستم فکر می کنم و برنامه ریزی می کنم برای رسیدن به اونها.......خداجونم کمکم کن ............. یوسف زهرا این جمعه هم ظهر شد و شما نیامدی.........آخه تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خدا جونم مددی...... اللهم عجل الولیک الفرج سلام سلام یه چند روزی بود که می خواستم حرف بزنم ولی برنامم ردیف نشد تا امشب ....راستش قرار نبود بیام اینجا و گله کنم و لی خیلی حرکت دوستم برام سنگین بود و مجبور شدم بیام اینجا و خودمو خالی کنم. دوست گلم دو ماه پیش یادته حرفای تو از جنس الان من بود وقتی با هات تماس می گرفتم و یا اینکه باهام تماس می گرفتی با دل و جان به حرفات گوش می دادم و اگه هم می تونستم راهنماییت می کردم ولی حقیقتش خیلی بهم برخورد وقتی با هزار امید باهات تماس گرفتم و شروع کردم به حرف زدن ولی انگار حرفای منو نمی شنیدی هیچ عکس العملی نشان ندادی و سریع موضوع را عوض کردی........ولی این رسم رفاقت نیست یادت باشه من بازم همون دوست قدیمیت هستم و گوشی برای شنیدن حرفهات که فکر می کنم دیروز بهت ثابت شد.....
خوشا آنان که الله یارشان بید به حمد و قل هو الله کارشان بید خوشا آنان که دایم در نمازند بهشت جاودان بازارشان بید از آن روزی که ما را آفریدی به غیر از معصیت چیزی ندیدی خداوندا به حق هشت و چارت زما بگذر شتر دیدی ندیدی یکی درد و یکی درمان پسندت یار یکی وصل و یکی هجران پسندت یار من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه راجانان پسندت خدا جونم بازم مثل همیشه به خود خود خودت توکل می کنم و امشب بار دیگر بهم ثابت شد هر آدمی فقط فقط خود خود تو را داره . خداجون مددی...............نگاه به گناهام نکن به صدایم گوش کن که در خواست کمک ازت داره........ دل من گیرد به عشق تو بهانه به سرم باشد هوای عاشقانه من اگر عاشق شوم عاشقترینم به هوای عشق تو چله نشینم
نمی دانم چند نفر تون با حاج سید محمد حیدری پسر حاج سید جواد حیدری آشنایی دارین ایشون یکی از بهترین و عالمترین روحانیون شهر یزد هستند. و در ضمن بهترین شنونده برای حرف های نگفته وبه عبارتی کلیتر روحانیی از یه جنس دیگر .....دارای قدرت جذب بسیار بالا در یک کلام هر کدامتون که یزد هست و می تونین از ایشون استفاده کنین تمام تلاشتون را بکنین.............چند هفته پیش رفتم با ایشون صحبت کردم جای همگیتون خالی خیلی خیلی خیلی خوب بود حالا می دونین دارم به چی فکر میکنم؟؟؟؟؟ به اینکه چی می شد آقامون یوسف زهرا ظهور می کردند اونوقت هر که هر دردی و گرفتاری و مشکلی داشت می رفت مستقیما بهشون میگفت وای خدای من........ اللهم عجل الولیک الفرج
وای این پست چقدر طولانی شد........... شرمنده دوستان حرفام خیلی داشتن سنگینی می کردند سلام سلام صد تا سلام و بالاخره این ترم هم به پایان رسید. در کل ترم خوبی بود هر چند نتونستم به برنامه ریزیهام به خوبی عمل کنم ولی خوب خدا را شکر ترم خوبی بود و حیف و صد حیف که یه ترم دیگه بیشتر مهمون دانشگاه نیستیم هر چند ما ورودی اول دانشگاهمون بودیم و از لحاظ امکانات زیر حداقل بودیم ولی بچه های فعال و با حالی بودیم ( خودمون تحویل بگیرم یه ذره) و کلی تونستیم خوش گذرونی کنیم و خاطرات خوبی بجا بذاریم.............. کلی حرف برای گفتن دارم بر می گردم..............



و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
**
روزی که کمترین سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادریست
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه ایست
و قلب
برای زندگی بس است
.
.
.
.
و من آن روز را انتظار میکشم
حتا روزی
که دیگر
نباشم



| Design By : Night Skin |



