کاش غرورمان را براي هر كسي نشكنيم
سلام امروز در مورد یه موضوعی اعصابم بهم ریخته بود عصر هم شاگرد داشتم تازه شاگردم هم از جمله ای خانمایی بود که دخترش سال دوم راهنمایی هست و خودش سال دوم دبیرستان . بگین ماشالا به اراده خلاصه امروز زیاد حواسشون جمع نبود منم که یه مبحث را چند بار توضیح داده بودم عصبانی شدم و صدام بلند شد.............. کلی خجالت کشیدم کلی هم از خودم نا امید شدم که اینقدر زود از کوره در میرم..........................خیلی بد بود..................... حالا هم یه دنیا دلم گرفته ............. راستي يه سوال نظرتون راجع به عشق زلخيا چيه؟ زائري باران ام،آقا به دادم مي رسي؟
آبجی نگار ممنون از شعر بسیار دلنشینت . خیلی زیبا................. ممنون از دوست خوبم بابت عکس مي دوني كجا مي خوام برم؟ مي خوام براي كفترا يه خورده گندم ببرم اونجا كه گنبدش طلاست با كفتراش پر بزنم دوسش دارم اماممه در خونشو دربزنم بعضي شبا تو خونمون بابام به مادرم مي گه مي خوام برم امام رضا بخدا دلم تنگه ديگه بابام مي گه اما رضا مريض رو شفا مي ده دواي درد مردمو از طرف خدا ميده مي خوام برم به مشهد و يه هفته اونجا تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم بهش بگم امام رضا جانم فدات بهش بگم امام رضا مريضا رو شفا بده دواي درد مردمو از طرف خدا بده آقاجون مي خوام بيام به مشهدت طواف كفتراي گنبدت براشون يه كيسه گندم بيارم خبر از درداي مردم بيارم بهشون بگم برام دعا كنن اونقدر تا كه تو رو رضا كنم نجمه و فاطمه عزیزم فقط اینو می تونم بگم که خدا صبرتون بده خیلی خیلی سخته داداش دسته گل آدم جلوی چشماش کم کم پر پر بشه و یک دفعه تموم بشه..................... خیلی خیلی می خواستم در این شرایط در کنارت باشم و در غمت از نزدیک شریک باشم ولی خیلی خیلی شرمنده تمام عوامل دست در دست هم دادند تا من در کنارت نباشم ولی مطمئن باش دلم پیشت هست و فقط براتون دعا می کنم که خدا به همه ی خانوادتون صبر بده تا بتونین این مصیبت را تحمل کنین ............. سلام بالاخره امروز تصمیم به نوشتن گرفتم....... خوب سال ۸۷ ! شروع سال ۸۷ شروعی داشت که به هیچ عنوان از یاد رفتنی نیست یادش بخیر مسجد شاه طهماسب عجب حال و هوایی بود..... خدا را شکر خدا را شکر سال بسیار خوبی بود هم از لحاظ معنوی و هم از لحاظ درسی و هم از لحاظ مادی. انشالله که برای همه ی شما دوستان هم سال خوبی بوده باشه. سال ۸۷ دو تا نمایشگاه داشتیم یکی از طرف خانه ریاضیات و یکی هم که بسیار بسیار برای خودم مفید و خوب بود عفاف و حجاب بود که من کار زن و جامعه ی مهدوی را بر عهده داشتم .آقاجونم ممنون ممنون ممنون که این فرصت را به من دادین ...... آقای من ! مولای من ! خیلی دلم تنگه براتون .... یه جورایی از بعد از نمایشگاه تازه دارم می فهمم شما واقعا غریبید و ما فقط اسم جامعه ی منتظر را همراه خودمون داریم و با به همذاه داشتن این اسم بیشتر شما را اذیت می کنیم............. ۷ روز هم از سال ۸۸ گذشت با یک چشم بر هم زدن سال ۸۸ به پایان می رسه انشاالله که همه ی ما با توکل بر خدا و یار امام زمان (عج) و برنامه ریزی بتونیم به تمام اهدافمون دست پیدا کنیم و بتونیم با کمک هم یه جامعه ای بسازیم که آقامون دوست دارن...... اللهم عجل الولیک الفرج
عید امسال خیلی داره زود می گذره هنوز کارام را انجم ندادم. امروز هم که قراره دایی یکی یدونم انشالله از تهران بیان و بعد از ۶ ماه دیدار تازه کنیم.آخ که چقد دلم برای داییم تنگ شده.............. سلام سلام سلام با ۴ روز تاخیر عیدتون مبارک......... انشالله همگی سالی سرشار از موفقیت داشته باشین.............. خیلی خیلی خیلی حرف برای گفتن دارم ولی متاسفانه فعلا مجالی نیست . انشالله هر چی زودتر میام و میگم...................

بي پناهم خسته ام تنها،به دادم مي رسي؟
گرچه آهونيستم اما پر از دلتنگي ام
ضامن چشمان آهو ها ،به دادم مي رسي؟
از کبوترها که مي پرسم نشانم مي دهند
گنبد وگلدسته هايت را ،به دادم مي رسي
ماهي افتاده بر خاکم لبالب تشنگي
پهنه آبي ترين دريا،به دادم مي رسي؟
ماه نوراني شب ها سياه عمر من
ماه من اي ماه من،آيا به دادم مي ر سي؟
من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمين دردانه زهرا ، به دادم مي رسي؟








| Design By : Night Skin |




